|
... كورابي بيش نيست... كوراب زنده بودن...
|
تخم... تخم تخم... نخود نخود... تخم... زیر دودول... تخم...
گه می خوری آقا که گه می خوری
فکری ندارم که ایده بشه واسه فرمان آرا
مرغ سحر دیگه کُس نگو
تو هم گه می خوری زجر می کشی
کون بکش کون
من می خندم
هر که رود خانه ی خود.
خانه
خط افقی
تخم تخم
باران مي باريد وقتي رسيدم
نه من مي فهمم و نه حتي خودم
نه
باران مي باريد وقتي من رسيدم.
خواستن لكنت و جابجايي همه چيز
مد روزها
روزها مد شده
شب ها همه خودشانند
ادبيات كسشعري ِ روز امروز مد شده
موج عظيم ...
انگار مد شده روزها
ولي نه انگار
شبها
همه
همه
همه خودشانند
و به خودشان مي فكرند كه روز چه كسشعري را بلغور كرده بودند
كه فردا ترميمش كنند...
انگار باران مي باريد وقتي من رسيد ولي من نه ادبيات روز را باران نمي بارد حالا كه شبها بخوابم و روز بگويم شبها چه گفته ام كه به مزاقشان خوش بنشيند
نه
من شبها بيدارم.