|
... كورابي بيش نيست... كوراب زنده بودن...
|
وقتی جهان
از ریشه ی جهنم
وآدم
از عدم
و سعی
از ریشه های یاس می آید
وقتی یک تفاوت ساده
در حرف
کفتار را
به کفتر
تبدیل می کند
باید به بی تفاوتی واژها
و واژه های بی طرفی
مثل نان
دل بست
نان را
از هر طرفی بخوانی
نان است!
.
.
.
دلم گرفته.
...و حماقت گهگاه، تعمداً زیبا میشود.
هه.
کلاغ پر، گنجشک پر؛
.
.
.
آخوند
پر.
-برای سلامتی آقا جمیعاْ صلوات .
- الله... .
...این زندگی معجون مخصوصی از بعضی چیزهاست که صرفاً تصوری است کاملا معنوی و در عین حال، اگر اشتباه نکنم، بسیار عادی و مبتذل است.
... .
فئودور داستایوفسکی- شبهای روشن
اینهاست دستاورد مهم ایران اسلامی در ۱۴ قرن.
اینها را آوردند و جایش چه تحویل دادند؟ باز همینها را.
روزه و ریاضت مسخره ی عربی جای مهرگان، تیرگان و سده و صدها جشن و بزم شادی و... .
لعنت به نسل هر چه عرب.
ما همیشه بدبختیم.
تبریک میگویم این بدبختی دوباره را.
داشت زالی به روستای چکاو مهستی نام، دختری و دو گاو
نو عروسی چو سرو تر، بالان گشت روزی ز چشم بد نالان
گشت بدرش چو ماه نو باریک شد جهان پیش پیرزن تاریک
دلش آتش گرفت و سوخت جگر که نیازی چنو نداشت دگر
از قضا گاو زالک از پی خورد پوز روزی به دیگش اندر کرد
ماند چون پای مقعد اندر ریگ آن سر مرده ریگش اندر دیگ
گاو مانند دیوی از دوزخ سوی آن زال تاخت از مطبخ
زال پنداشت هست عزرائیل بانگ برداشت پیش گاو نبیل
کای مکلموت من نه مهستی ام من یکی پیر زال مهنتی ام
گر تو را مهستی همی باید رو مر او را ببر مرا شاید
بی بلا نازنین شمرد او را چون بلا دید در سپرد او را
تا بدانی که وقت پیچاپیچ هیچ کس مر تو را نباشد هیچ
تخمم درد میکند. یعنی تخم درد دارم. فکر نکنی روحم درد میکند یا اینکه مغزم.
نه
همان تخمم درد میکند.
راستی تخم بند اختراع نشده؟
تخم چشم نظر چه؟
به گمانم تخمم چشم خورده باشد!
و یا شاید هم چشمم تخم خورده باشد! و یا شاید تخمی به چشمم خورده باشد! و یا شاید هم چشمم به تخمی خورده باشد و از این رهگذر تخمم درد گرفته باشد.
نه... اصلا بیخیالش. خودش خوب میشود.
به تخمم( وتخم شما نیز-البته اگر تخمش را داشته باشید-) که تخمم درد میکند.
مثل همه ی دردهایی که خودشان خوب شدند!!! این یکی هم خودش خوب میشود!!! خود به خود.
یکی جلوی اشکهایم را بگیرد.
- بگذریم
- گذشتیم
این وبلاگ برای سلامتی آقا(leader )* در سیستم بلاگفا درست کرده شد.
*با looder اشتباه نشود، اصلا و ابداَ.